|
پري شهر جادو! كه تني از مرمر و حرير و گل و آينه و آب و آتيش دارن!) دختر ِ ماه ِ آبان ، غزل تر از ترانه لبات ِ انار ِ بوسه ، چشات یه کهشکونه طعم ِ قشنگ ِ بوسه ، عطر ِ نجیب ِ آغوش گیراتره نگاهت ، از پونه های وحشی دختر ِ ماه ِ آبان ، یه بوسه مهمونم کن بذار که قطره قطره ، سر بکشم لباتو شیطون و پر هیاهو ، چشات چشای آهو می خوای نشون بدی که ، سردی و سخت و لجباز فقط میخوام که یکبار ، باور کنی دلم رو دختر ِ ماه ِ آبان ، قشنگ روزگاری + نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388 16:14 توسط تنهاترین تنها |
(۱) میلاد ِ هرچی خاطره! نیمهى سیبِ سرخِ عشق ، نیمهى پنهانِ دله روزِ عروسی ِ تویه ، امروز به دریا مىرسى شیرینتر از هر اتّفاق ، تو بهترینى واسه من روزِ عروسی ِ ، میلادِ هر چى خاطره تو هستى که با بودنت ، به هر چى قصه، جون مىدى تو هستى که جون مىگیرم ، تو فصلِ بارون و صدا تو دلِ شب قد کشیدى ، مثه یه تاکِ سر به زیر باشى نباشى پیشِ من ، تو بهترین همنفسى روزِ عروسی ِ تویه، میلادِ هر چى خاطره (۲) + نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388 16:7 توسط تنهاترین تنها |
دختــــر مهـــــر و مهتـــــاب دقیقه های دلتنگ ، ثانیه های لبریز صدای پای خش خش ، دختر برگ و پاییز گل پونه های وحشی ، نسترنای بی تاب نگاه آبی ِ عشق ، دختر مهر و مهتاب پنجره ها رو وا کن ، برگا شدن طلایی تکیه بده به ابرا ، دلا شدن هوایی با ریتم خیس بارون ، برقص میون باغچه اُرکیده رو صدا کن ، برای خواب ِ طاقچه تو حسرت ِ نگاتن ، پنجره ها ی دلتنگ همنفس ی صداتن ، قناریای خوشرنگ خورشید ماه مهری ، نارنجی و طلایی زردی عطر لیمو ، تلخی آشنایی چشمای جاده گریون ، صورت ی کوچه خیسه ستاره تا ستاره ، شب از تو می نویسه من بودم و تو بودی ، پرنده بود و پرواز غزل ترانه می شد ، تو کوچه باغ آواز + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 21:30 توسط تنهاترین تنها |
دل تنــگ دلو روزنامه می پیچم ، توی جعبه ای می ذارم خوب و محکم اونو بستم ، راه ِ دیگه ای ندارم می برم اداره ی پُست ،می دمش برات بیارن دلو تحویل نمی گیرن ، پیش ِ بسته ها بذارن گیر می دن دلت بزرگه ، نمی شه اونو فرستاد حالا موندم چه کنم من ، باز دلم یاد ِ تو افتاد یاد ِ اون روزی که قلبت ، یه دفه مثّ ِ یه سنگ شد خاطراتت یادم اومد ، دل ِ من دوباره تنگ شد حالا من این دل ِ تنگو ، می دمش برات بیارن این دفه می شه فرستاد ، انگاری حرفی ندارن دل ِ من قدِّ یه دنیا ، تو رو دوس داره همیشه پیش من باشی نباشی ، عاشق ِ هیشکی نمی شه دل ِ من پیش تو باشه ، اگه می شه نگهش دار حس کنم مال ِ تو هستم ، لااقل واسه ی یک بار توی جعبه ای می ذارم راه دیگه ای ندارم می دمش برات بیارن انگاری حرفی ندارن! + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 20:49 توسط تنهاترین تنها |
ستـایشـگــــــــر ستايشگرِ چشم هاي تو ام: دو چشمي كه همتاي درياستي دو چشمي كه چون پهنه ي آسمان زلال و درخشان و زيباستي ستايشگر گيسوان تو ام كه بر عاج گردن فكندي به ناز: همان موي افشان كه چون جان من به محراب روي دارد نماز ستايشگر خنده هاي تو ام كه از خنده ي گل فريباتر است: شكر ريز و گل بوي و مستي فزاي ز لبخند خورشيد، زيباتر است ستايشگرِ دست هايِ تو ام: دو دستي كه دلبند و ناز آشناست دو دستي كه از گوشه يِ چشم من نمايانگرِ شاهكارِ خداست! منم با چنين طبع شعر آفرين ستايشگر لعل لب هاي تو تويي رفته با قهر از آغوشِ من بيا تا گل افشان كنم پاي تو ستايشگر سینه هاي توام: دو سيب بلورين باغ تنت دو الماس رخشان مهتابگون كه رقصند در قاب پيراهنت ستايشگرم من ستايشگرم ستايشگر خرمن ياس تو: همان چشمه ي شهد و شير و شراب كه جوشيده از كوه الماس تو بياساي لَختي در آعوشِ من هلا، مهربان، اي شگفت آفرين مرا مست كن؛ آتشم زن؛ بسوز ز هُرمِ نفس هايت اي نازنين! + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 20:29 توسط تنهاترین تنها |
|
| |||||